مجموعه تصاویر دکوراسیون داخلی

دکوراسیون منزل

علاوه بر اطلاعاتی که در این بخش از سایت مشاهده می فرمایید . ما کالکشنی از تصاویر دکوراسیون داخلی ( به ویژه منازل ) را بر روی دو عدد DVD مهیا کرده ایم که برخی از تصاویر این کالکشن در مطالب سایت نیز انتشار یافته اند

توضیحات مربوط به این کالکشن :

بزرگترین مجموعه عکسهای معماری داخلی شامل

- تصاویر زیبایی با کیفیت بالا از گچبری و نور مخفی در سقف

- صدها تصویر از صنایع چوبی لوازم خانه مثل کمد ، صندلی ، مبلمان ، میز

- صدها تصویر کاغذ دیواری

- معمار ی و طراحی داخلی مکانهای پزشکی ، اتاق پذیرش و اتاق انتظار ، بیمارستان و مطب ها همچنین مراکز آموزشی ، کتابخانه ها ، غرفه های فروشگاهی

معرفی آثار معماران آمریکایی در پروژه های ارایه شده توسط آنها برای دفاتر کار منازل مسکونی ، رستوران ها و استادیو ها
- تصاویر و پلان های منازل مسکونی : اتاق خواب ، نشیمن ، حمام و دستشویی، اتاق کودکان ، استخر ، جکوزی

- تصاویری بسیار زیبا از نور پردازی های طبیعی و همچنین چراغ های رنگی در منازل و مکانهای عمومی

- طراحی های زیبای مکانهای عمومی ، ادارات ، دانشگاهها ، سالن های همایش و مراکز بزرگ و کوچک خرید

- طرح هایی زیبا از مبلمان اداری ، پارتیشن بندی ها و میزهای کامپیوتری

- به همراه کالکشنی از آبجکتهای معماری سه بعدی

پرداخت وجه بعد از تحويل

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

عاشقانه

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي

 

نظرات   

 
بابک
+1 #1378 بابک 1393-05-26 16:57
ترانه های شاد بسرایید بذارید واسهآهنگسازی استفاده کنیم هابیل :P :zzz :-?
 
 
Alone boy
+2 #1377 Alone boy 1392-11-23 18:08
هیچ کس نفهمید شاید شیطان عاشق حوا بود که بر آدم سجده نکرد ...
 
 
رویا
+3 #1376 رویا 1392-08-26 19:35
مرد کسیه که

همیشه پیراهن تنش باشه

آستیناش رو تا مچ تا بزنه

جین یا پارچه ای فرقی نداره

اما همیشه تمیز باشه

بوی عطر خوب و مردونه بده

نه زیاد نه کم ته ریش داشته باشه

اخمو باشه

موقع حرف زدن سرش پایین باشه

محرم و نا محرم حالیش باشه

مرد باید مرد باشه !

تافته ی جدا بافته نباشه

با پول باباش کاری نداشته باشه

هر چی هست از خود خودش باشه

خاکی باشه و از مردم باشه

مهربون باشه اما لوس و ننر نباشه


آره مرد باید مرد باشه !

وقتی باهاش حرف میزنی

فقط گوش کنه و نگات کنه

نه من بگه نه منم باشه

حرف که بزنه حرف خوب بزنه

نصیحت نکنه اما راه بلد باشه

زبون باز و چاپلوس نباشه

از ته دل حرف بزنه و صادق باشه

همیشه با همه وجود حقیقت بگه

حتی اگه باعث تنهاییش باشه

کلا بگم درد رو بشناسه و اهل دل باشه

بیخیال اطرافش همه توجهش به تو باشه

دیر بخنده اما وقتی میخنده از ته دل باشه


راه رفتن باهاش حس خوب داشته باشه

هر کسی شما دو تا رو دید حسود باشه

افتخار کنی وقتی باهاش هستی

باور کنی این تنها مرد دنیات باشه

خلاصه که مرد باید مرد باشه ...
آره
مـــــرد اونـــه کــه وقتــــی باهاتــــــ قهــــــــره،
شبــــــ موقــــع خوابـــــ بغلتــــــ کنــــه
بگــــه آشتــــی نیستمــــاااااا
امــــا بــــدون تـــو نمیتونــــم بخوابــــم
 
 
علی
+2 #1375 علی 1392-08-20 16:36
بی گذرمستی زه راهی می گذشت
دژبانی گریبانش گرفت
گفت: ای دوست این پیراهن است افسارنیست
گفت:انقدرمستی که بی ره مروی
گفت:مست نیستم راهم هموارنیست
گفت: انقدرمستی که زه سر افتادت کلاه
گفت:بی کلاهی عار نیست بی عقلی بداست
گفت:درهمی ده خود را وارهان
گفت:کارشربادرهم ودینارنیست
گفت:پس بیا تو را برخانه ی قاضی برم
گفت:نیمه شب قاضی بیدارنیست
09386301400
 
 
zeynab
+1 #1374 zeynab 1392-08-19 07:43
:-| تو چه میفهمی حال و روز کسی را که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمیلرزاند...... ..........
 
 
ندا
+1 #1373 ندا 1392-08-03 09:29
زن کــهـ بــآشـی نمی تـوانـی انــکـآر کنـی تشنــهـ ی بــوی تـن مـــردتـــ هستـی

هـمیشــهـ و هــر لحظــهـ

دستــــ خــودتــ نیستـــ

زن کــهـ بــآشـی آفــــریـــده میـشــوی بـــرآی عشــق ورزیــدن ..

بــرآی نگــاههــآی مهــربــآنــآنـ هـ ....

بـرآی بـوسـهـ هــآی آتشیــن....

زن کــهـ بــاشـی تــمآم تنتـــ طعــم تلـــخ عطــــر گـــس مــرد را میطلبــد

زن کــهـ بــآشــی ســرشــآری از عـــآشقـی هـــآی نــآتمـــآم

پـــر شــده ای از زیبــآیی از هـــر زیبـــآیـی

زن کـه بــآشی امـآ

دسـتـــ خــودتـــ نیســتـــ

اگــر مــردت طعــم لبهــآیـش طعــم تـو رآ بـدهــد

تمــآم هستــی مــردآنـهـ اش را بــآتمــآم وجودتـــ دوســتــ خــواهی دآشـتــ

بـی آنـکـهـ ذره ای کــم بــگــذاری!!!
 
 
ندا
0 #1372 ندا 1392-08-03 09:27
خـبر بـهـ دورتـریـن نقطـه جهـآن بـرسـد

نخـواسـت او بـهـ مـن خـسته ، بـی گـمآن بـرسـد

شکنجـهـ بیشـتر از ایـن؟ کـهـ پیـش چشـم خودتـــ

کسـی کـهـ سـهم تـو بـآشد بـهـ دیـگـرآن بـرسـد

چـهـ میکـنی؟ کـهـ اگـر او را خواسـتی یـک عمـر

بـه راحـتی کسی از راه ناگهـآن برسـد

رهــآ کنـی برود از دلـتـ جـدآ بـآشـد

بـه آنکه دوستـَرش داشـتـه، بـهـ آن بـرسـد

دعـآ کنـی برونـد، تـآ دوتـآ پـرنده شـوند

گـلایـهـ ای نکنـی بغـض خویـش را بخـوری

کـهـ هـق هـق تـو مبـآدا بـهـ گـوششـآن بـرسـد

خـدآ کند کـهـ نـهـ !!!

نفـرین نمیـکنـم کـهـ مبـآد

بــهـ او کهـ عـآشـق او بـودمـ زیـآن بـرسـد

خـدآ کـند کـهـ ایـن عشـق از سـرم بـرود

خـدآ کنـد که فقـط آن زمـآن بـرسـد !!!
 
 
ندا
+2 #1371 ندا 1392-08-03 09:25
تـمـــآم آنچــهـ کــﮧ از زنــدگــے مـی خـــوآهــم :

یــک غــروبــــ پـنــــچ شـنبــهـ پـآیـیـزیــســـ ـت !

بــآ پنجــره آی رو بـهـ درخــتــ هــآ و کــلـآغ هـــآ ..

هــوآی ملـــس و مــرمـوز مــهر یــآ آذر ..

یـکــ فنـجــآن چــآی تـــآزه دمــ ..

و یــکــ بــرش بــزرگــ از کیـــک خـآنگـــی مــآدرمــ ..

بــآ موسیقــــی دلخـــوآه !

و خیــــآلـــی

کــهـ از بـآبــت همــه چیــــز سـخـــت آســوده اســــت . . .
 
 
Alone boy
-6 #1370 Alone boy 1392-07-17 19:06
اگه دنیا دنیایی بود اسمش دخترونه نبود ...
 
 
حبیب الرحمان
+9 #1369 حبیب الرحمان 1392-07-06 10:45
دوست اگر همدل نباشد دور بودن بهتر است.
چشم اگر عاشق نباشد کور بودن بهتر است.

بر دلم بازار عشق است در پی سودا بیا.
باز مزاهیم باز مزاهیم یک روز تنها بیا.
 
 
Alone boy
+8 #1368 Alone boy 1392-06-21 05:12
این که من می کشم درد بی تو بودن نیست
تاوان با تو بودن است ...
 
 
Alone boy
+6 #1367 Alone boy 1392-05-07 02:29
نوشت قمحا همه به او خندیدند
گفت به غم هایم نخندید
از ته به سر بخوانید تا من آن روز ها را بشناسید ...
 
 
Alone boy
+5 #1366 Alone boy 1392-05-05 22:41
روزه ام را وقتی افطار می کنم
که نگاه تو اذان لبخند را گفته باشد ...
 
 
Alone boy
+2 #1365 Alone boy 1392-05-03 13:36
کفش های آخرین دیدارمان را واکس می زنم
اما چه قدر برای پاهایم کوچک اند ...
 
 
melissa
+9 #1364 melissa 1392-03-12 12:35
آدم هیچوقت نباید عاشق بشه چون آخر سر قلبش میشکنه.عاشقی بد دردیه. :sad:
تصمیم گرفتم که دیگه عاشق نشم :cry:
 
 
زینب
+5 #1363 زینب 1392-03-11 05:50
تو مرا یاد کنی یا نکنی/باورت گر بشود یا نشود
حرفی نیست اما نفس ام میگیرد/ در هوای که نفس های تو نیست
تقدیم به کسی که خیلی زیاد دوست اش دارم
اوفففففففففففففففففففف دیوانه ایمل ندرام
 
 
زینب
+12 #1362 زینب 1392-03-11 05:37
دوستای گلم میدونین 6 سال میشد کسی رو دوست داشتم اون اصلا خبر نداشت غرور من اجازه گفتن و بهش نمیداد و اون جرئت اشو نمیکرد تا بالاخره کاسه صبرام لبریز شد بهش گفتم دوست دارم میدونین چه زمانی ؟ فردای نامزادیم میدونم اشتباه کردم اما دیگه نمیتونستم این راز دفن تو قلبم کنم بخدا دوستش دارم الان عروسی کردم اما الان هم دوست اش دارم اون هم دوستم داره میدونم میخواهم فراموش اش کنم اما نمیتونم میدونم گناه میکنم اما چیکار کنم نمیتونم فراموش اش کنم میدونم که هیچ وقت به هم نمیرسیم اما همدیگرو با تمام وجود دوست داریم
 
 
گلریز
+2 #1361 گلریز 1392-02-18 07:55
من آرامش را در سپيدي جانمازي كه صداي ناله هايم را نشنيد
كه اشك هايم روسياهش كرد نيافتم
من آرامش را در اميد به آينده اي
كه هر لحظه با نااميدي در گذشته فرو ميرفت نيافتم
من آرامش را
در فرار از بيداري
و پناه بردن به بستري كه تمام پنبه هايش با كابوس زده شده اند نيافتم!
من آرامش را در سياهي دو چشم يافتم.
كه هر لحظه تكراركنان در گوشم زمزمه ميكرد:
- اندكي صبر...اندكي صبر....
من آرامش را
در يك شب زنده داري يافتم
در فرار از خواب
و پناه بردن به صداي گرمي كه
مرا از خودم رها ميكند
من آرامش را در چهار حرف يافتم:
م ح س ن




این شعر رو خودم وقتی با همسرم آشنا شدم براش نوشتم :) امیدوارم همه ی ما یاد بگیریم که با کمی صداقت و گذشت میشه یک عمر با عشق و امید زندگی کرد :)
 
 
جواد
+8 #1360 جواد 1392-02-13 21:27
سلام جند ساله كه عشقش از همه جي انداخته منو اخه جه ميشه منم به عشقم برسم :sad: :sad: :sad: :oops: :oops:
 
 
فرزاد
+13 #1359 فرزاد 1392-02-13 09:22
تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره اروم اروم دلتنگم داره بی تو میمیره :cry: :cry:
 
 
faisallove11@yahoo.c
+12 #1358 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 14:09
هـرگز تـو هـم مـانـنـد مـــن آزار دیــدی؟
یار خودت را از خــودت بـیـزار دیــدی؟

آیــا تـو هـم هر پــرده ای را تا گشودی
از چــار چـوب پـنـجـره دیــوار دیــدی؟

اصـلا بـبـیـنـم تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟
از زیـــر امــــواج آســـمـان را تــار دیدی؟

نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟

در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟
دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟

آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟

رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیـمار بـودی مثل ِمن ، بیمار دیــدی؟

حقـا که بـا مـن فــرق داری لااقـل تـو
او را که می خواهی خودت یک بـار دیدی
 
 
faisallove11@yahoo.c
+13 #1357 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 14:09
می رسد روزی ……..
می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی
می رسد روزی که احساس مرا باور کنی
می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود
خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی
می رسد روزی که تنها ماند از من یادگار
نامه هایی را که با دریای اشکت تر می کنی
می رسد روزی که تنها در مسیر بی کسی
بوته های وحشی گل را ز غم پر پر کنی
می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من
آن زمان احساس امروز مرا باور کنی
 
 
faisallove11@yahoo.c
+12 #1356 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 13:26
کودکی گفتند عشق چیست ؟ گفت بازی

به نو جوانی گفتند عشق چیست ؟ گفت رفیق بازی

به جوانی گفتند عشق چیست ؟ گفت پول و ثروت

به پیرمردی گفتند عشق چیست ؟ گفت ” عمر ”

به عاشقی گفتند عشق چیست ؟ چیزی نگفت . آهی کشید و سخت گریست

پرسیدم : عشق چیست ؟ گفت : آتش است

گفتم مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نه . در آن سوخته ام .....0937535393 3
 
 
faisallove11@yahoo.c
+5 #1355 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 13:06
برام دعا کن عشق من، همین روزا بمیرم …

آخه دارم از رفتنت بدجوری گُر میگیرم …

دعا کنم که این نفس،تموم شه تا سپیده …

کسی نفهمه عاشقت، چی تا سحر کشیده …

این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر …

آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر …

گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز …

من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز …

اگه یروز برگشتی و گفتن فلانی مرده …

بدون که زیر خاک سرد حس نگاتو برده…

گریه نکن برای من قسمت ما همینه …

دستامو محکمتر بگیر لحظه ی آخرینه …

این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر …

آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر …

گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز …

من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز …

برام دعا کن عـــــــــشــــ ــــــق من …09375353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+8 #1354 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:56
گفتی که میبوسم تو را گفتم تمنا میکنم

گفتی اگر بیند کسی گفتم که حاشا میکنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسون گری او رازسروا میکنم

گفتی که تلخی های می گر نا گوارافتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن راگوارا میکنم

گفتی چه میبینی بگو در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در اوعریان تماشا میکنم

گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما میکند

گفتم که با یغما گران باری مدارا میکنم

گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از این من با تو سودا میکنم

گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا میکنم

گفتی اگر پای خود زنجیر عشقت وا کنم

گفتم ز تو دیوانه تر گفتم که پیدا میکنم.....09375 353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+2 #1353 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:55
گفتی که میبوسم تو را گفتم تمنا میکنم

گفتی اگر بیند کسی گفتم که حاشا میکنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسون گری او رازسروا میکنم

گفتی که تلخی های می گر نا گوارافتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن راگوارا میکنم

گفتی چه میبینی بگو در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در اوعریان تماشا میکنم

گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما میکند

گفتم که با یغما گران باری مدارا میکنم

گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از این من با تو سودا میکنم

گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا میکنم

گفتی اگر پای خود زنجیر عشقت وا کنم

گفتم ز تو دیوانه تر گفتم که پیدا میکنم.........0 9375353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+8 #1352 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:55
باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته اند

گل های قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ ِ حرف ِ مُفت ، سرم را شکسته اند..........09 375353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+5 #1351 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:54
به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت… به احساس گفتم :

تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت… به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم

اونم منو تنها گذاشت و رفت… ولی وقتی به تنهایی گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم

موندو همدم و مونسم شد

دوست دارم برای تو یه حرف خیلی ساده بود … غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود

روز اول گل سرخی برایم آوردی و گفتی برای همیشه دوستت دارم… روز دوم گل

زردی برایم آوردی و گفتی که دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی بریم آوردی و سر قبرم

گذاشتی و گفتی مرا ببخش فقط یک شوخی بود...........0 9375353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+4 #1350 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:54
آه ، ای تمام هستیم از تو

ای شور و حال مستیم از تو

روزی مبادا قصه گوی دیگران گردی

روزی مبادا آرزوی این و آن گردی

گر با دلم نامهربان گردی

گر آشنای دیگران گردی

می میرم از وحشت

چون لاله در صحرای رسوایی

می سوزم از اندوه تنهایی

غمگین تر از مهتاب پاییزم

جام تهی از باده ام ، از غصه لبریزم

با من مدارا کن

جام دلم پر از شراب عاشقی ها کن

در دست من دست وفا بگذار

تا زیر پایت فرش سازم هستی خود را

من با تو می مانم ،

من بی تو می میرم

بگذار تا همچون پرستوها

درکُنج آن دل آشیان سازم

من آن قفس را دوست می دارم

بگذار تا خود را نهان سازم

ای قصه گوی دل

ای آرزوی دل

با من مبادا بی وفا گردی

با دیگری پیمان ببندی آشنا گردی

آه ای تمام هستیم از تو

از پای دل مگشای زنجیرم

من بی تو میمیرم ، من بی تو میمیرم

من بی تو میمیرم ، من بی تو میمیرم
 
 
faisallove11@yahoo.c
+6 #1349 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:54
دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه ی کفش فرارو ور کشید

آستین همّتو بالا زد و رفت

یه دفه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوّا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
 
 
faisallove11@yahoo.c
+3 #1348 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:54
یگر مرا به معجزه دعوت نمی کنی
با من ز درد حادثه صحبت نمی کنی
دیریست پشن پنجره ماندم که رد شوی
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی
دلی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی
بیمار عشق توست پرستوی روح من
از این مریض خسته عیادت نمی کنی
باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست
گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی
یکبار از مسیر نگاهم عبور کن
آنقدر دور گشته که فرصت نمی کنی
گل های باغ خاطره در حال مردنند
به یاس های تشنه محبت نمی کنی
رفتی بدون آن که خداحافظی کنی
دیگر به قاب پنجره دقت نمی کنی
امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
این سیب را برای چه قسمت نمی کنی
یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی
زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد
گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی
 
 
faisallove11@yahoo.c
+3 #1347 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:53
دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگی به هرکسی می دونه

اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده

چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به اسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به بیابون

گفت تو عاقلتر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیون وتموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده

اونی روکه دوست نداری دنبالت میاد تا آخر

اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت اینو گفتی اما

تو دل من نمی دونم چرا باز یکم امیده

تو منو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چه قدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده
 
 
faisallove11@yahoo.c
+4 #1346 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:53
باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
 
 
faisallove11@yahoo.c
+4 #1345 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:53
باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
 
 
faisallove11@yahoo.c
+3 #1344 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:50
من با خنده های تو دیوونه بازی میکنم
تو بگو دوست دارم من تورو رازی میکنم

من میخوام قد یه دنیا منو دوس داشته باشی
چون میمیرم اگه تو یه روز ازم جدا بشی

من میتونم موهاتو شونه کنم با گریه هام
تو فقط بگو دوسم داری همین بسه برم

من میتونم لالایی بگم برات از راهه دور
بشمرم ستاره هاتو از یکی تا صد کرور

تا بگی دوست دارم دیوونه بازی میکنم
بگو آره عسلم من تورو رازی میکنم

شاید این خیلی زیاده که دوسم داشته باشی
میتونی بزاری گریم بگیره رها بشی

من میخوام با اسب بالداره قشنگه قصه ها
دو تایی با هم بریم از سرزمین آدما

پس بگو دوسم داری تا من بیام از راه دور
دور بشیم از آدما ، هزار هزار کرور کرور........... .09375353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+9 #1343 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:50
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه

نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره

بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه

نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن

بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی

از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون

اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون

خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن

خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت

اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت

دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت

خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه

که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی

تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره.....0937 5353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+3 #1342 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:49
حالا که دست هایت چتر نمی شوند
حالا که نگاهت ستاره نمی بارد
حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم
از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده ….
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی….
چه قدر سخته وقتی
پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری …….
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب

بگی : گل من باغچه نو مبارک.......... ......093753539 33
 
 
faisallove11@yahoo.c
+4 #1341 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:49
ای باران تو دیگر چرا بی وفا شده ای؟
و باز دلتنگ تو هستم ای باران بی وفا !
ای باران مدتی است که دیگر بر این تن خسته ام نمیباری ، و هوای ما را نداری .
ای تنها سر پناه من در لحظه های تنهایی هایم تو دیگر چرا بی وفا شده ای.
چرا دیگر با باریدنت مرا آرام نمیکنی . مدتی است که دیگر در کوچه های دلتنگی قدم نمیزنم و در کنج اتاق تنها به آسمان نگاه می اندازم تا ابری شود ، اما آسمان مدتی است که آرام آرام است.
و باز به انتظار تو نشسته ام ای باران بی وفا!
ای تنها سر پناه من در لحظه های دلتنگی ببار که من نیز بغض غریبی در گلویم نشسته است و دلم میخواهد همراه با تو ببارم.
و باز ببار ای تنها سر پناه من در کوچه های دلتنگی.
ببار که دلم برای صدایت ، راه رفتن در زیر قطره های پر محبتت تنگ شده است.
ببار که من جز تو هیچ سرپناهی را ندارم که در زیر آن به این سرنوشت بی مروت بیندیشم.
و باز مدتی است که دیگر نمیباری ، تو دیگر چرا بی وفا شده ای!
ای باران ببار و با قطره های پر از مهرت بر این تن خسته و پر از گرد و غبار بی محبتی ها جانی تازه ببخش.
یک عالمه درد دل و دلتنگی در دلم دارم ، و باز ببار تا در زیر قطره هایت درد دل هایم را به تو بگویم.
ای باران تو یکی بیا و بی وفا نباش و لااقل هوای ما را داشته باش.....0937535 3933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+2 #1340 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:48
توعوض شدی نگو نه عزیزم بگو که چت شد

تو نخواستی و دل من اشتباهی عاشقت شد

دل تو به قلب تنهام نسپردیو سپردم

حالا می فهمم که اصلآمن به درد تو نخوردم

چی می شد اگه عوض شه لحظه ای جای من و تو

وای چقدر فاصله داره فکر و حرفای من و تو

مگه مثل من عزیزم کسی هست تو اون حوالی

مثل من سر کنه با تو روزگارشو خیالی…

چی میشه وقتی که تنهام توی اوج گوشه گیری

تو بیای آروم کنارم دستای منو بگیری

چی میشه وقتی که نیستم بری گوشه اتاقت

از رو دلتنگی مثل من گریه ها بیان سراغت

گریه ها بیان سراغت…

چی میشه بشنوم از تو کسی غیره من نداری

خیلی دوست دارم بجز من به کسی محل نزاری

خیلی دوست دارم تو این عشق حس کنم پای تو گیره

تا بهت میگم خداحافظ دوست دارم گریه ات بگیره

دوست دارم گریه ات بگیره…

تو عوض شدی و دیگه نیستی اون آدم سابق

حالا تو سردی و بی مهر ولی من عاشقه عاشق

فکر میکردم که می مونی تا ته قصه کنارم

کاش می دونستی که بی تو من چقدر بی کس و کارم

گفته بودی که دل تو تا ته اش همیشه با ماست

اما خوب نگفته بودی آخر قصه همینجاست

فکر من پر شده بود از این یه مشت امید واهی

کاش از اول می دونستم

تو رفیق نیمه راهی

چی میشه واسه ی حالم چشم براهه من بشینی

یا شبا وقتی که خوابی خوابای منو ببینی

خیلی حرفا توی قلبم هست

هنوزم که هنوزه

نمی خوام اصلآ بدونی که دلت واسم بسوزه

که دلت واسم بسوزه…

دوست دارم بعد یه چند وقت که منو ندیده باشی

وقتی که میای سراغم به خودت رسیده باشی

دیگه من حرفی ندارم ای خدا به من نظر کن

حرفای مونده تو قلبم روی احساسش اثر کن

هر جوری دلت می خواد باش

ولی خوب بمون کنارم

مشکلم اینه که جز تو

هیچ کسی رو دوست ندارم…

هیچ کسی رو دوست ندارم…093753539 33
 
 
faisallove11@yahoo.c
+1 #1339 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:47
میخواهی بروی؟

خب برو …

انتظار مرا وحشتی نیست …

شبهای بیقراری را هیچوقت پایانی نخواهد بود…

برو …

برای چه ایستاده ای؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی ؟

برو …

تردید نکن …

نفسهای آخر است …

نترس برو …

احساسم اگر نمیرد، بی شک مابقی روزهای بودنش را بر روی یک صندلی چرخدار بی تفاوت خواهد نشست …

برو …

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود …

پس راحت برو …

مسافری در راه انتظارت را میکشد …

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد …

برو …

فقط برو …09375353933
 
 
faisallove11@yahoo.c
+2 #1338 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:47
اونی که گفتم نرو گفت نمی شه
دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه
وقتی میخواست بره من رو صدا کرد
وایساد و تو چشمای من نگاه کرد
گفت می دونی خودت واسم عزیزی
این اشکارم بهتره که نریزی
باید برم سفر واسم بهتره
ولی کسی که مونده عاشقتره
تقدیر ما از اولم همین بود
یکی تو آسمون یکی زمین بود
هرجا برم همیشه ایرونی ام
غرق یه جور حس پریشونی ام
خدا نخواست همیشه پیشم باشی
ولی مهم اینه که مریم باشی
تو تقدیر ما هرچی حیرونیه
مال خطوط روی پیشونیه
شاید اگه دائم بودی کنارم
یه روز میدیدم که دوست ندارم
می خوام برم که تا ابد بمونم
سخته برای هردومون می دونم
گریه نکن گریه هاتو نگه دار
لازم می شه گریه برای دیدار
نذار پر گریه بشه خاطره
هرکی اشک نریزه عاشقتره
اون کسی که می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
بذار برم یه مدتی بمونم
شاید که قدر اینجا رو بدونم
اصلا شاید اونجا دووم نیارم
یا نا تموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه
آدم که حرفش دوتا شد می بازه
رفتن من شاید یه امتحانه
واسه شناسایی این زمانه
خودم میرم عکسام ولی تو قابه
می شنوه حرف رو ولی بی جوابه
بارون که بارید برو زیر بارون
به یاد دیدارای اون روزامون
تو چمدونم پر عطر یاسه
چشمام با چشمای تو در تماسه
فکر نکنی دوری و اونجا نیستی
قلب من اینجاست تو تنها نیستی
رفتن من بازی سرنوشته
همونی که رو پیشونیم نوشته
یه کاری کن این رفتن موقت
آدما رو نندازه توی زحمت
نذار که نقطه ضعفت رو بدونن
پشت سر من و تو چیز بخونن
منتظر شعرا و نامه هاتم
هرجا میری بدون منم باهاتم
غصه نخور زندگی رنگارنگه
یه وقتایی دور شدنم قشنگه
دیگه سفارش نکنم عزیزم
نذار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روز به همدیگه رسیدیم
همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم
شاید یه روز دیدی که توی جاده
یه آشنا منتظرت وایساده
شایدم این دیدار آخرینه
اگر که باشی زندگی همینه
مراقب گلدون اطلسی باش
یه وقتایی منتظر کسی باش
کسی که چشماش یه کمی روشنه
شاید یه قدری ام شبیه منه
کسی که چون می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
داغ دلت هروقت که میشه تازه
بهش بگو با روزگار بسازه
دیگه باید برم که خیلی دیره
فقط نذار خاطرمون بمیره
اون رفت و از دور دساشو تکون داد
خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
همه میگن فقط یه روزه رفته
انگار ولی گذشته صدتا هفته
با اینکه قلبش بی ریا و پاکه
چون فتح دنیا پر گرد و خاکه
ای کاش نمی رفت و سفر نمی کرد
یا لااقل من رو خبر نمی کرد
اما نه خوب شد که من رو خبر کرد
اشکام و دید و بعد از اون سفر کرد
از وقتی رفت دسام به آسمونه
شاید پشیمون بشه و نمونه
خودش می گفت چون که بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
انقد میشینم که بشه ستاره
بیاد به کشور خودش دوباره
فهمیدم امروز که سفر یه درده
من چه کنم اگر که برنگرده
پشت سرش آب می ریزم یه دریا
شاید پشیمون شه نمونه اونجا
الهی که بدون هیچ فرودی
بشه ستاره و بیاد به زودی
الهی که تمومه چشم به راها
بیاد سفر کردشون از تو راها
الهی که هیچ جا سفر نباشه
هیچ چشمی منتظر به در نباشه
غیر من
دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره
دلم ازدست همون چشم تو زندگی نداره
تو میگی خسته میشی چشمامو می کنی فراموش
ولی من عاشقم عاشق که خستگی نداره
میگی من دوستت ندارم برو و صرف نظر کن
دیوونم اینکه به احساس تو بستگی نداره
تو می گی ساده بگیر زندگی و منو رها کن
عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره
تو می گی یه کم غرور داشته باش و منطقی تر شو
کارم از غرور گذشته هرچی که بگی نداره
من می گم دلم شکسته س تو می گی اونکه سپردیش
دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره
می گم التماس چشمام کافی نیس واسه نگاهت
می گی که عشق تو حالت همیشگی نداره
تو می گی دیوونه ام تو راست می گی اما عزیزم
غیر من هیچ کس این حسی که تو می گی نداره
چی می شد ؟
عاشق و معشوق ها ای کاش انقد بهم شک نداشتن
سقف اعتمادامون کاش انقدر ترک نداشتن
چی میشد دست من و تو همیشه تو دست هم بود
از ما هرچی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود
چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه
چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه
چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا
چی می شد دنیا رو یک شب بسپاریم دست غریبا
چی می شد من رو تو یک شب ببری به زیر بارون
حتی به قیمت مرگ عزت و آبروهامون
کاش برای کشتی عشق یکی از ما ناخدا بود
که می رفتیم اونجا غیر ما فقط خدا بود
چشمای ناز تو ای کاش یه ضریحی داشت طلایی
انقدر دورش می گشتم که نشه پیداش جدایی
کاشکی یادمون نمی رفت عهدامون بدون علت
واسه ی دفاع از خود دست نمی زدیم به تهمت
کاشکی عهدامون نمی شکست با یه اتفاق ساده
به دلیل اینکه آدم توی این دنیا زیاده
کاش برای اون مهم بود چشام از خاطره خیسه
گفته بودم که دل من برای اون می نویسه
یادته واست نوشتم روی صفحه های رنگی
حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
گفتی تنها راهه پرواز ولی آسمون چه دوره
واسه تو فرقی نداره که دسات مثل بلوره
کی میگه سرمای بهمن واسه باریدنه برفه
ایراد از عشق من و توست که همش اسیر حرفه
نگرانم واسه اون روز که بازم تازه شه داغم
می دونم یه روز نزدیک نمیای دیگه سراغم
من خودم دیدم ستاره نور نداره بی فروغه
تو اصن دوسم نداشتی هرچی که گفتی دروغه
هنوزم عاشقتم جون چشمات جون دریا
ولیکن یادت بمونه خوب منو گذاشتی تنها
میخواد دعاهای ما واسه همدیگه بگیره
یکی از ما با شهامت واسه اون یکی بمیره
انقدر بین دلا و حرفای ما اختلافه
این روزا درد غریبی می کنه ما رو کلافه
چی میشه با هم بسازیم یه روزی یه شهر تازه
بدون اینکه بگیریم از کسی حتی اجازه
یادگاری بنویسیم کاش رو گلبرگای قرمز
بنویسیم که عزیزم هرجا باشم بی تو هرگز
کاش نشه زندگیامون یه روزی اسیر تکرار
و یادت میاد عزیزم گفتی به امید دیدار ؟
 
 
faisallove11@yahoo.c
+4 #1337 faisallove11@yahoo.c 1392-02-09 12:46
اونی که گفتم نرو گفت نمی شه
دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه
وقتی میخواست بره من رو صدا کرد
وایساد و تو چشمای من نگاه کرد
گفت می دونی خودت واسم عزیزی
این اشکارم بهتره که نریزی
باید برم سفر واسم بهتره
ولی کسی که مونده عاشقتره
تقدیر ما از اولم همین بود
یکی تو آسمون یکی زمین بود
هرجا برم همیشه ایرونی ام
غرق یه جور حس پریشونی ام
خدا نخواست همیشه پیشم باشی
ولی مهم اینه که مریم باشی
تو تقدیر ما هرچی حیرونیه
مال خطوط روی پیشونیه
شاید اگه دائم بودی کنارم
یه روز میدیدم که دوست ندارم
می خوام برم که تا ابد بمونم
سخته برای هردومون می دونم
گریه نکن گریه هاتو نگه دار
لازم می شه گریه برای دیدار
نذار پر گریه بشه خاطره
هرکی اشک نریزه عاشقتره
اون کسی که می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
بذار برم یه مدتی بمونم
شاید که قدر اینجا رو بدونم
اصلا شاید اونجا دووم نیارم
یا نا تموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه
آدم که حرفش دوتا شد می بازه
رفتن من شاید یه امتحانه
واسه شناسایی این زمانه
خودم میرم عکسام ولی تو قابه
می شنوه حرف رو ولی بی جوابه
بارون که بارید برو زیر بارون
به یاد دیدارای اون روزامون
تو چمدونم پر عطر یاسه
چشمام با چشمای تو در تماسه
فکر نکنی دوری و اونجا نیستی
قلب من اینجاست تو تنها نیستی
رفتن من بازی سرنوشته
همونی که رو پیشونیم نوشته
یه کاری کن این رفتن موقت
آدما رو نندازه توی زحمت
نذار که نقطه ضعفت رو بدونن
پشت سر من و تو چیز بخونن
منتظر شعرا و نامه هاتم
هرجا میری بدون منم باهاتم
غصه نخور زندگی رنگارنگه
یه وقتایی دور شدنم قشنگه
دیگه سفارش نکنم عزیزم
نذار منم اینجوری اشک بریزم
شاید یه روز به همدیگه رسیدیم
همدیگه رو شاید یه جایی دیدیم
شاید یه روز دیدی که توی جاده
یه آشنا منتظرت وایساده
شایدم این دیدار آخرینه
اگر که باشی زندگی همینه
مراقب گلدون اطلسی باش
یه وقتایی منتظر کسی باش
کسی که چشماش یه کمی روشنه
شاید یه قدری ام شبیه منه
کسی که چون می خواد بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
داغ دلت هروقت که میشه تازه
بهش بگو با روزگار بسازه
دیگه باید برم که خیلی دیره
فقط نذار خاطرمون بمیره
اون رفت و از دور دساشو تکون داد
خوبیاشو یه بار دیگه نشون داد
همه میگن فقط یه روزه رفته
انگار ولی گذشته صدتا هفته
با اینکه قلبش بی ریا و پاکه
چون فتح دنیا پر گرد و خاکه
ای کاش نمی رفت و سفر نمی کرد
یا لااقل من رو خبر نمی کرد
اما نه خوب شد که من رو خبر کرد
اشکام و دید و بعد از اون سفر کرد
از وقتی رفت دسام به آسمونه
شاید پشیمون بشه و نمونه
خودش می گفت چون که بشه ستاره
هیچ چاره ای به جز سفر نداره
انقد میشینم که بشه ستاره
بیاد به کشور خودش دوباره
فهمیدم امروز که سفر یه درده
من چه کنم اگر که برنگرده
پشت سرش آب می ریزم یه دریا
شاید پشیمون شه نمونه اونجا
الهی که بدون هیچ فرودی
بشه ستاره و بیاد به زودی
الهی که تمومه چشم به راها
بیاد سفر کردشون از تو راها
الهی که هیچ جا سفر نباشه
هیچ چشمی منتظر به در نباشه
غیر من
دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره
دلم ازدست همون چشم تو زندگی نداره
تو میگی خسته میشی چشمامو می کنی فراموش
ولی من عاشقم عاشق که خستگی نداره
میگی من دوستت ندارم برو و صرف نظر کن
دیوونم اینکه به احساس تو بستگی نداره
تو می گی ساده بگیر زندگی و منو رها کن
عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره
تو می گی یه کم غرور داشته باش و منطقی تر شو
کارم از غرور گذشته هرچی که بگی نداره
من می گم دلم شکسته س تو می گی اونکه سپردیش
دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره
می گم التماس چشمام کافی نیس واسه نگاهت
می گی که عشق تو حالت همیشگی نداره
تو می گی دیوونه ام تو راست می گی اما عزیزم
غیر من هیچ کس این حسی که تو می گی نداره
چی می شد ؟
عاشق و معشوق ها ای کاش انقد بهم شک نداشتن
سقف اعتمادامون کاش انقدر ترک نداشتن
چی میشد دست من و تو همیشه تو دست هم بود
از ما هرچی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود
چی می شد بی التماسم تو می اومدی به خونه
چی می شد دلت می دونست که باید پیشم بمونه
چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا
چی می شد دنیا رو یک شب بسپاریم دست غریبا
چی می شد من رو تو یک شب ببری به زیر بارون
حتی به قیمت مرگ عزت و آبروهامون
کاش برای کشتی عشق یکی از ما ناخدا بود
که می رفتیم اونجا غیر ما فقط خدا بود
چشمای ناز تو ای کاش یه ضریحی داشت طلایی
انقدر دورش می گشتم که نشه پیداش جدایی
کاشکی یادمون نمی رفت عهدامون بدون علت
واسه ی دفاع از خود دست نمی زدیم به تهمت
کاشکی عهدامون نمی شکست با یه اتفاق ساده
به دلیل اینکه آدم توی این دنیا زیاده
کاش برای اون مهم بود چشام از خاطره خیسه
گفته بودم که دل من برای اون می نویسه
یادته واست نوشتم روی صفحه های رنگی
حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
گفتی تنها راهه پرواز ولی آسمون چه دوره
واسه تو فرقی نداره که دسات مثل بلوره
کی میگه سرمای بهمن واسه باریدنه برفه
ایراد از عشق من و توست که همش اسیر حرفه
نگرانم واسه اون روز که بازم تازه شه داغم
می دونم یه روز نزدیک نمیای دیگه سراغم
من خودم دیدم ستاره نور نداره بی فروغه
تو اصن دوسم نداشتی هرچی که گفتی دروغه
هنوزم عاشقتم جون چشمات جون دریا
ولیکن یادت بمونه خوب منو گذاشتی تنها
میخواد دعاهای ما واسه همدیگه بگیره
یکی از ما با شهامت واسه اون یکی بمیره
انقدر بین دلا و حرفای ما اختلافه
این روزا درد غریبی می کنه ما رو کلافه
چی میشه با هم بسازیم یه روزی یه شهر تازه
بدون اینکه بگیریم از کسی حتی اجازه
یادگاری بنویسیم کاش رو گلبرگای قرمز
بنویسیم که عزیزم هرجا باشم بی تو هرگز
کاش نشه زندگیامون یه روزی اسیر تکرار
و یادت میاد عزیزم گفتی به امید دیدار ؟....0937535393 3
 
 
مهدی
+7 #1336 مهدی 1392-02-07 17:43
سلام
دوستای خوبم من یه چیزی میخوام بهتون بگم
عاشق کسی بشید که فقط مرگ اونو ازتون جدا کنه
من عاشق و دیوونه کسی شدم که همیشه و هر لحظه در کنارمه و این اطمینان رو دارم تا اخرین نفس هامون با همیم .
بانوی من همسر مهبانم دوستت دارم
 
 
اشکان جون
+2 #1335 اشکان جون 1392-01-11 18:40
گناه مه چن بگه کی اتدی از مه بدی وابسته متکه به خوت تو خوبی های مه اتندی توا بپرسی از مه که روزگارم چه تکا هن خیلی مهم نین بدنی شاهد ما خود خدائه
 
 
عاطفه
+11 #1334 عاطفه 1392-01-10 12:23
عشق خیلی خوبه ولی اخرش که بهش نمیرسی خیلی بده بابا همه عاشق یکی بشید که فقط اون که ما رو دوست داره مهربون همش به ما لطف داره اون فقط فقط فقط خداست خدا جونم خیلی دوست دارم عاشقتم اخرش بهت میرسم :sad:
 
 
حسنا
+1 #1333 حسنا 1392-01-08 10:20
سلام عزیزم وبلاگ قشنگی داری .
من تازه وبلاگ دار شدم وخیلی وارد نیستم .
لطفا به من هم سر بزن.
بهار;نیم بهار;ربع بهار;بهارراقسمت کردم بازارشان سکه شد.
 
 
رُز
+3 #1332 رُز 1392-01-08 01:19
سلام به تمام دوستان.من یکی رو دوست دارم اونم دوستم داره ولی بعضی وقتا بدجوری اذیتش میکنم امروز تولدش بود ولی دو روز پیش مسیجای وحشتناکی براش بیخودی فرستادم.الانم باهام قهر کرده میگه منو نمیبخشه حق داره . خیلی پشیمونم تو رو خدا دعا کنین ترکم نکنه. :sad:
 
 
محمد
+2 #1331 محمد 1392-01-06 10:48
راستش من عاشق بودم عاشق عاطفه بخاطرش جون میدادم اما اون خیانت کرد بدون دلیل الان خیلی تنهام و منتظر ی نفر بیاد ÷یشم و فقط مال من باشه به نظر من عشق بهترین بخش زندگیه
 
 
الهام
-2 #1330 الهام 1392-01-06 10:30
سلام عالی بود خوشحال میشم سربزنی : :roll:
 
 
نسرین
+6 #1329 نسرین 1392-01-04 12:17
آهای دخترا حواستون باشه عاشق کسی بشید که شایستگیشو داره مغرور و ترسو نباشه مرد باشه حرفش حرف باشه ما که شکستیم از ما که گذشت شما به فکر خود باشید
 
 
نسرین
+3 #1328 نسرین 1392-01-04 12:11
مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردنند گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمن به تسخیر قلب زن نشدند/اما همین که مطمن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند
 
 
نسرین
+5 #1327 نسرین 1392-01-04 11:49
مست از خاب برانگیختمش دست در زلفو کج آویختمش جام آن بوسه که میسوخت مرا تا لب آوردمشو ریختمش
 
 
حیدر
+2 #1326 حیدر 1392-01-03 12:36
آمـــد امـــا در نگاهــش آن نوازش ها “نبــــــود…

چشــم خواب آلـودش را مســتى و رویــا “نـــبود …

لـب همــان لـب بود اما بوسـه اش گرمــى “نـداشـت ….

دل همــان دل بود اما مســت و بى پـروا “نبــــود :-? 8)
 
 
sanaz
+16 #1325 sanaz 1391-12-29 18:01
شب خوابیدی توی تخت خواب و هی قل میخوری بعدگوشیتو برمیداری مینویسی خوابم نمیبره سرد میشی .بغض میشی خرد میشی وقتی ک میبینی هیچکس رو نداری که اینو براش بفرستی
 
 
رویا
+9 #1324 رویا 1391-12-28 21:04
اگه عزیزت رو از دست بدی دیگه حتی اگه خدا بهترین ها روجاش بهت بده جبران از دست دادن اون نمیشه ویه وقتایی از خدا گله میکنی حتی اگه مثل من هفت سال ازاون موقع بگذره حتی تا اخر عمر غم زیبایی از اون تو دلت میمونه
 
 
برباد رفته
-23 #1323 برباد رفته 1391-12-26 18:21
:-| به نظر من عاشقی کشکه عزیز
 
 
saragh
-14 #1322 saragh 1391-12-26 10:21
:D :lol: :-) ;-) 8) :-| :-* :cry: :o :eek: :zzz :P :roll: :sigh: خیلی باحاااااااااال بود . به من هم سری بزنید .
 
 
dnyal
-9 #1321 dnyal 1391-12-22 15:58
:sad: :sad: :sad:
ترخدا عاشق نشید خیلی الکی با 1دوست دارم شروع میشه اما با 1 چرا تلفنت مشغول بود تمام مشیه!!!!

بند دلم را به بند کفشهایت گره زدم با هرجا مه میروی من هم باشم غافل از اینکه تو پا خالی میروی.. :oops: :oops: :oops:
 
 
مونا
-1 #1320 مونا 1391-12-20 16:31
نغمه هایت با دل من آشناست
ای نگاه خسته ی دیر آشنا
بر دو چشمم خیره شو تا بنگری
شعله های سرکش مهر و وفا
بر دو چشمم خره شو تا بگسلم
بندهای عفت وفرزانگی
مست ومدهوش از شراب آن نگاه
بهر آغوشت کنم دیوانگی
بر دوچشمم هیره شو تا شعله وار
لب بر آن لبهای خاموشت نهم
بوسمت دیوانه و مست و خراب
چهره بر چهرو بناگوشت نهم
در میان بازوانت بی دریغ
جسم سوزان مرا پنهان نما
از تمنای نگاهی پر عطش
پیکر داغ مرا لرزان نما
شاعر من شاعر دیر آشنا
نغمه هایت با دل من آشناست
چنگ در گیسوی افشانم بزن
قلب من دیوانه ی مهرو وفاست
عشق من افسانه ی هر محفلی ست
بی خبر هستی از این دیوانگی
آه اگر دستم به دامانت رسد
داد دل گیرم ازین بیگانگی
شاعر من بر دوچشمم خیره شو
خیره شو بر این دو چشم پر شرر
تا گشایی پرده های راز را
خیره شو ای شاعر من خیره تر
 
 
اكرام الدين احمدي
+3 #1319 اكرام الدين احمدي 1391-12-19 06:29
salamat bashen...
 
 
nasrin
+30 #1318 nasrin 1391-12-19 06:12
...ادعای عشق می کنیم وفراوش کرده ایم رنگ چشمان مادرمان
 
 
مریم
+2 #1317 مریم 1391-12-16 12:13
عاشق نشید توروخدا همش دروغه
 
 
مریم
+11 #1316 مریم 1391-12-16 12:12
واسم دعاکنید شمارو به امام رضا قسم
 
 
یــآسی...
+2 #1315 یــآسی... 1391-12-15 15:13
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم
به تو و طرز نگاهت ارادت دارم...

دوستت دارم محمدم
 
 
sara
+33 #1314 sara 1391-12-14 09:07
من عزیزتزین کسمو همه زندگیمو داروندارمونزدیک ه پنج ماهه ازدست دادم اون خیلی آروم وبیصدارفت پیش خداومن وقتی فهمیدم که ده روزازرفتنش گذشته بودهنوزتوحسرت نگاهشم بی اون زندگی هیچ معنی برام نداره قدرعشقتوبدونین بخدااگه ازدستش بدین اونوقت حسرت به دل میمونین مثل من
 
 
ادریس
+2 #1313 ادریس 1391-12-13 16:03
سلام بر همه عاشقان تا میتوانید عاشق نشوید واقعا بد دردیست
 
 
صادق
+3 #1312 صادق 1391-12-11 12:42
باز هم عشق..
همان واژه ی تکراری..
....................................
کاش عاشق نبودم و می نوشتم "عشق دیگه چیه..همش کشکه..چرت و پرته و چنین چیزی وجود نداره و شما همه دیوونه اید"
 
 
mahtab
+17 #1311 mahtab 1391-12-09 10:31
بعد از رفتنش موهایم را از ته زدم ...
مرا دیوانه میکرد خاطره ی دستانش!!!
:cry: :cry: :cry:
 
 
mahtab
+13 #1310 mahtab 1391-12-09 10:30
به بعضی ها باید گفت: من چشم میزارم تو فقط گم شو
 
 
حسین
+3 #1309 حسین 1391-12-06 16:27
تـــا آســــمان خــیــــال ِ تـــو چقــــدر راه اســــت؟

دو بـــال بـــرایــــم کافــیـــســــت؟

مـــی خواهـــــم به هــــوای تــــو

ـــ در هــــوای تـــــو ـــ

اوج بگیــــرم
عالی بود
 
 
poya
+5 #1308 poya 1391-12-05 21:50
دانی شمع به دم مرگ به پروانه چه گفت*گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی*سوخت پروانه ولی خوب جوابش راداد*گفت طولی نکشدتونیز خاموش شوی(تقدیم به اونایی که معشوقشون نمیدونه عاشق اون هستی)
 
 
رضوان
+6 #1307 رضوان 1391-12-04 19:35
عهدشکن عشق نباش خیری نمبینی از اون :cry:
 
 
رضوان
+6 #1306 رضوان 1391-12-04 19:34
سلام بچه ها من تا یک هفته پیش فکر میکردم میشه عاشق بود و باعشق و رویا پایه هایه زندگی رو ساخت ولی الان میبینم رویاه ها تایه زمانی اعتبار دارن مثل عشق عشق من الان اعتبارش تموم شده دلم تنگه رگ گلوم داره پاره میشه از زور گریه هایه بی صدا میدونست طاقت جدایی ندارم ولی بدون دلیل تنهام گذاشت خدا جوابشو بده :sad:
 
 
roya
+4 #1305 roya 1391-12-03 07:02
گر دعای دردمندان مستجاب است ای حبیب
از خدا هرگز نخواهم خواست جز مرگ رقیب
درد بیماری و اندوه غریبی مشکلست
وای مسکینی که هم بیمار باشد هم غریب
سر به بالینم ز درد هجر، نزدیک آمدست
کز سر بالین من شرمنده برخیزد طبیب
دیگران دارند هر یک صد امید از خوان وصل
من ز درد بی‌نصیبی چند باشم بی‌نصیب؟
 
 
بهنام صفایی
+6 #1304 بهنام صفایی 1391-12-01 19:41
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم



ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

ساده ازمن «بی تو می میرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!
 
 
بهنام صفایی
-2 #1303 بهنام صفایی 1391-12-01 19:24
سلام دوستان گلم خوشبحال شما کسی رو دوست دارید من کسی توزندگیم نیست چی بگم
اگه مجرد توشما پیدا شد منتظرشم کسی که دوست پسر نداشته باشه :roll: :roll: :roll:
اینم ایمیلم
 
 
مينا
+4 #1302 مينا 1391-11-29 13:04
منم مث بقيه عاشق ي نفربودم اما نميدونم دوستم داره يانه خدايا الان دوساله توروجون خودت بهم برسونش
 
 
soheila
+3 #1301 soheila 1391-11-27 20:13
ملکه یخی...میتونی ب خودت فرصت دوباره بدی.مطمئن باش اگه زندگی کنی و شاد باشی معنی زندگی و عشقو بهتر میفهمی.
تو هنوز نتونسی عشق قبلیتو فراموش کنی شایدم هنوز داری انتظارشو میکشی ولی خسه ای.ذهنت از فکر.چشمت از اشک و دلت از غم و غصه..تو شاد باش و زندگی کن و مطمئن باش این حال و روزت ی جورایی ب گوشش میرسه.باید بیتفاوت باشی بهش
جوریکه انگار وجود نداشته تا حالا
موقعیت جدیدتو بسنجد.بی فکر تصمیم نگیر.اگه مطمئن شدی شخصیت داره پس ارزش داره عشقو تجربه کنی ی بار دیگه..
برایت بهترینارو آرزو میکنم.....
 
 
soheila
+1 #1300 soheila 1391-11-27 19:51
تو را شاد می خواهم
با من یا بی من
بی من اما
شادتر اگر باشی
کمی فقط کمی ناشادم
و این همان عشق است...........
 
 
سپیده
+2 #1299 سپیده 1391-11-26 12:56
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم :sigh:
عشقم قنگ نیستما زیبایش میکنیم :oops:
دل ما دل تنگ هیچ کس نیست و باز ما دلم خودمان را تنگ میکنی :cry:
دل هیچ عاشق واقعی ای ینگ نیست باز ما ان را سنگ میکنیم :sad:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.نسخه ی اصلی
زندگی سخت نیست ما سختش می کنیم.
عشق قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم.
دل هیچ کس تنگ نیست ما تنگش می کنیم.
دل هیچ کس سنگ نیست ما سنگش میکنیم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.شعر اول رو خودم از این گفتم :lol:
 
 
e.s_m.d
-1 #1298 e.s_m.d 1391-11-26 10:18
وقتی ترکم کردورفت...
دوست داشتم ازدست خودم راحت شم که یکی گفت:
وقتی دوسش داری وترکت میکنه توخودتو ناراحت نکن!
چون همیشه:
پیداکردن یکی که دوسش داشته باشی آسونه
اما پیداکردن یکی که دوست داشته باشه خیلی سخت.
په اونیکه بایدناراحت باشه...
 
 
hamid
+1 #1297 hamid 1391-11-22 12:40
انقدر با واژه ها بازی کردی که عادتشان شد سرگرمی و احساسم را به بازی گرفتند. بچه ها عاشق شدن بعد ازدواج خیلی لذت بخش تره چون عشق قبل ازدواج زیاد استوار نیست .
 
 
زهرا
+2 #1296 زهرا 1391-11-20 17:07
دلم که گرفته باشد با صدای دست فروش هم گریه میکنم
چه رسد به مرور خاطرات
 
 
زهرا
+2 #1295 زهرا 1391-11-20 17:06
گمم نکن
در گوشه ای از حافظه ات ارام مینشینم فقط بگذار بمانم
 
 
زهرا
+6 #1294 زهرا 1391-11-20 17:03
هنوز برایت مینویسم
درست شبیه پسرکی نابینا ک هرروز برای ماهی قرمز مرده اش غذا میریزد
 
 
شیما
+3 #1293 شیما 1391-11-19 18:32
زندگی تو دست خودمونه بیا خوب بسازیمش کاش بشه کاش :-?
 
 
رسولی
+4 #1292 رسولی 1391-11-18 12:28
کلبه متروک عشقم بیتو ای پروانه سوخت
لابلای شعله هایش این دل دیوانه سوخت
داستان عشق من درخاطرات افسانه شد
بند بند استخوانم ضمن این افسانه سوخت
بانی دمساز رفتم گوشه ویرانه ای
آه حتی بامن ونی گوشه ویرانه سوخت
مرغ عشقم باچه زحمت جزجز لانه ساخت
آخر آن بیچاره بین شعله های لانه سوخت
اشک غم از دیده ها جاریست درناکامیم
گوهیا هرکس چومن درماتم جانانه سوخت
وقتی اندوه جداهی را دلم باور نمود
هم تحمل هم امیدم هردو دریک خانه سوخت

مبینا جان قند لطفآ ایمیل بفرست
 
 
رسولی
+16 #1291 رسولی 1391-11-18 12:16
جرم من چیست که شیدای نگاهت شده ام
آن قدر واله که انگشت نمایت شده ام
جرم من چیست که درکلبه تنهایی خویش
زاهد گوشه محراب لبانت شده ام
آخر ای اختر تابنده به دامان سپهر
جرم من چیست که رسوای زمانت شده ام
آمدی ساده نشستی به گلیم دل من
جرم من چیست که معشوق نوازت شده ام
ای که از شورجوانی خودت سرمستی
ساغری نوش که ساقی شرابت شده ام
آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی
هیچ انگار ندیدی که خرابت شده ام
رفتی و بی خبر از خویش نمودی ما را
لحظه ای چند نظرکن نگرانت شده ام
ای که از حال دل من خبری نیست تو را
با خبر باش که من چشم به راهت شده ام
+++++++++++++++++++++++++++++++++++
در وجودم قلبی است که بایاد تومیتپد.چشمانی است که انتظار دیدارتورا میکشد.زبانی است که هرلحظه نام قشنگ ترا فریاد میزند
 
 
رسولی
+14 #1290 رسولی 1391-11-18 12:08
امشب ای جان باز بیمار تو ام
عاشقم ، دیوانه ام ، زار تو ام
همگان خوابند و من در انتظار
روزوشب بی خواب وبیدارتوام
نیستم شبگرد و مستی بی قرار
بی خبر از خویش وهوشیار توام
با خیالت جمع و، فردم از همه
باز در افسون ، پندار تو ام
می شکوفد اشک همچون غنچه ای
آتشم ، اشکم ، که گلنار تو ام
بوسه خورشید واشک لاله ام
نور و نار و آب گلزار تو ام
آه می دانم که بی من سر خوشی
کاش دانستی که بیمار تو ام
___________________________________________
گل قشنگم :اگرصدسال پس ازمرگم گورم را بشکافی وقلب وجود داشته باشد خواهی دید روی آن نوشته شده:-
فقط ترا دوست دارم
 
 
رسولی
+5 #1289 رسولی 1391-11-18 12:05
مثل شمع بزم آبم کرد و رفت
عشوه ای آورد و خوابم کرد ورفت
رفت و کوه طاقتم را باد برد
یوسف امید من در ماه مرد
ای دل شوریده مستی میکنی
باز هم شبنم پرستی میکنی
نام هر کس که شود آهوی دشت
ای دل غم دیده دیدی بر نگشت
بعد از این زهر جدایی را مخور
چوب عمر بی وفایی را نخور
من که گفتم ای دل بی بندوبار
عشق یعنی رنج و یعنی انتظار......
دوستداشتنی من مبینا جان .امید زندگی ام تنها تو استی
 
 
رسولی
+10 #1288 رسولی 1391-11-18 11:57
عشق یعنی زندگی را باختن
خانه ای در کوی دلبر ساختن
عشق یعنی مثل آب آبی شدن
هرشبی با گریه مهتابی شدن
عشق یعنی مرگ درمیدان جنگ
کشته دلدار گشتن بی درنگ
عشق یعنی بی نیاز از جام جم
شاد کردن دیده و دل وقت غم
عشق یعنی بنده فرمان شدن
عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی پای هر بت«لا» شدن
مست و مجنون درپی لیلا شدن
(بی نهایت دوستت دارم)مبینا جان قند
 
 
رسولی
+10 #1287 رسولی 1391-11-18 11:55
عشق يعنی عاشق بی زحمتی
عشق يعنی بوسه بی شهوتی
عشق ، يار مهربان زندگی
بادبان و نردبان زندگی
عشق يعنی دشت گلکاری شده
در کويری چشمه ای جاری شده
 
 
رسولی
+2 #1286 رسولی 1391-11-18 11:54
دو روز پيش تر از مرگ من، جهان خنديد
به سمت سبز افق هاي بيكران خنديد
به شام مردن من هم دو صد ستاره شكفت
و ماهتاب به پندار و پرنيان خنديد
بخند، اي لب لبريز از حيات، بخند!
كه ديگر از پس مردن نمي توان خنديد
 
 
رسولی
+6 #1285 رسولی 1391-11-18 11:52
نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دل آزاری که من دارم
وگر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید ، دل آزاری که من دارم
به خاک من نیفتد ، سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگون ساری که من دارم
گهی خاری کشم از پا ، گهی دستی زنم بر سر
به کوی دل فریبان ، این بود کاری که من دارم
دل رنجور من از سینه ، هر دم می رود سویی
ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم
ز پند همنشین ، درد جگر سوزم فزون تر شد
هلاکم می کند آخر ، پرستاری که من دارم
رهی ، آن مه به سوی من به چشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف ، خریداری که من دارم
 
 
رسولی
+6 #1284 رسولی 1391-11-18 11:24
چون است حال بستان ای باد نو بهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
ای کنج نوش دارو بر کشتگان نگه کن
مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری
گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت
تو در میان گل ها چون گل میان خاری
وقتی کمند زلفت دیگر کمان ابرو
این می کشد به دردم وان می کشد به زاری
ز اول وفا نمودی چندانکه دل ربودی
چون مهر سخت کردم سست آمدی به یاری
 
 
رسولی
+4 #1283 رسولی 1391-11-18 11:23
خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او من باشم و او باشد او باشد و من با او
بر هم زدن چشمش جان می برد از عاشق کی زنده توان بودن یک چشم زدن با او
جانم بر جانان است من خود تن بی جانم آری ز کجا باشد جان در تن و تن با او
 
 
رسولی
+4 #1282 رسولی 1391-11-18 11:22
یارب آن شمع شب افروز که جانان من است
ز چه رو در طلب سوختن جان من است
آن که دارد به رخ اش مجمع زیبایی را
چه خم از حال دل زار پریشان من است
 
 
رسولی
+4 #1281 رسولی 1391-11-18 11:19
در عشق تو گر چنین حزین خواهم بود
رسوای زمانه بعد از این خواهم بود
دلدار اگر تویی چنان خواهم شد
دلداده اگر منم چنین خواهم بود
 
 
رسولی
+1 #1280 رسولی 1391-11-18 11:19
ای رفته دل و دین به تمنای تو ما را
بیگانه ز خود ساخته سودای تو ما را
مستغرق عشق تو چنانیم که نبود
با یاد رخ خوب تو پروای تو ما را
 
 
رسولی
+3 #1279 رسولی 1391-11-18 11:18
ای دل چه کنم به او که دلدار تو نیست
از یار چه پرسم که چرا یار تو نیست
با او چه سخن تو خود گرفتار شدی
ما را چه گنه که او وفادار تو نیست
 

اضافه کردن نظر

توجه کنید : نظرات جدید شما پس از تایید مدیریت در بالای نظرات قبلی نمایش داده میشوند.

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

هدایای تبلیغاتی